تبليغاتX
الفبای ماورائی

 در ادامه پست قبلی يكي دیگر از خطرات تجاوز به حريم‏هاي روحي، پارگي و ايجاد شكاف در كالبد اختري (هاله انرژي) شخص تأثيرگذار مي‏باشد. تقابل طبيعي و واكنش خودبخود روحي-رواني مفعول (سوژه) اولين علت اين آسيب‏ديدگي رواني است.

 اين حفره رواني در كالبد انرژيك، شبيه به زخمي است كه در جسم ايجاد شده است و زخمي كه در جسم است، اگر بزودي درمان نشود ممكن است عامل انواع بيماريهاي عفوني و كشنده باشد.

 همچنين متعاقب اين زخم رواني يا مستقل از آن، سيستم دفاعي-ارتعاشي شخص تأثيرگذار بدليل بهم خوردن تعادل رواني، بطور كلي تضعيف مي‏شود.

 در مواردي كه تأثيرگذاري پنهاني صورت مي‏گيرد و به محدوده‏هاي روحي فرد تجاوز مي‏شود، مكانيزمهاي دفاعي-رواني شخص تأثيرپذيرفته، خودبخود و بدون دخالت اراده، فعال مي‏شوند. حتي در مواردي انرژي منتقل شده بر اثر اصابت بر سپرهاي رواني-ارتعاشي، با شدت بيشتري بر پيكر روحي-رواني فرد تأثيرگذار بازگشته و به آن برخورد مي‏كند.

 اين انرژي‏هاي انعكاسي گاهي به ضربات جبران‏ناپذير رواني يا روان‏تني منجر مي‏شوند.

 در بسياري از مواقع پاسخ‏هاي متقابل حوزه روحي كه به آن تجاوز شده، وقتي است كه فرد تأثيرگذار در وضعيت خواب يا وضعيت پذيرنده ديگري باشد، اما هميشه اينطور نيست.

 جنون، شوك‏هاي ناگهاني، بيماري‏هاي رواني، تحليل شديد و غيرقابل برگشت انرژي جسماني، و بسياري ديگر از پديده‏ها و حتي مرگ ناگهاني مي‏تواند از جمله آثار تجاوز به حريم‏هاي روحي باشد.

 تجاوز به حريم روحي انسانها مي‏تواند صور متعددي داشته باشد. از جمله:

 - تحميل اراده و افكار، و اگر اين افكار از كانال خودآگاهي شخصي عبور نكند و شخص ناآگاهانه مجبور به پذيرش و اجراي آنها شود، اثرات مخرّب آن براي فاعل، شديدتر خواهد شد.

 - تأثيرگذاري در حوزه‏هاي تحت كنترل مستقيم روح مانند حوزه‏هاي گوناگون جسم و روان كه خارج از كنترل خودآگاهي عمل مي‏كنند.

 - شفا دادن و درمان كردن ناهماهنگ.

 - شكستن حوزه‏هاي ادراك (ديدن، شنيدن و تجارب حسي و فهمي).

 - ...

 وقتي كه قرار است اين كارها توسط شخص ديگري انجام شود، اكثراً تجاوز به حريم روح رخ مي‏دهد مگر در مواردي كه اينكار در همسويي روح تأثيرگيرنده (مفعول) است و اصطلاحاً در مواردي كه شخص «شايستگي و استحقاق» آنرا دارا مي‏باشد، كه اين نيز خود نشانه‏هايي دارد...

 علاوه بر شرايط همسويي با روح پذيرنده، در مواقعي كه تقابل و مقابله به مثل است، گاهي مي‏توان از تأثيرگذاري مستقيم بهره برد. مثلاً در زماني كه شخص، مورد تهاجم رواني واقع شده است. همچنين در مواقعي كه بي‏ضرر بودن و منفي نبودن اثرات مستقيم يا غيرمستقيم يك عمليات رواني كاملاً روشن و معلوم است، مي‏توان از تأثيرگذاري روحي بهره گرفت بشرط آنكه اثر بجامانده از تمام جوانب مثبت و موافق با روح تأثيرپذير باشد...

 

 

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در دوشنبه هفتم دی 1388 |

محدوده خطرناك

  مطابق قوانين باطني، هر روحي (موجود زنده) داراي حريم است و تجاوز به اين محدوده، ممنوع بوده و عكس العمل مخرّبي به دنبال دارد.

 بر اين اساس، تجاوز به حريم ارواح انساني كه به نسبت از ارواح كاملتري مي‏باشند يكي از خطرناك‏ترين اعمال ويرانگر بوده و به شدت بر تجاوز نكردن به اين حريم، مكرراً تأكيد شده است. طبعاً در مورد ارواح بالاتر، اين شدت افزايش مي‏يابد تا جائيكه بعنوان مثال مسيحا (ع) درباره تجاوز به حريم روح خدا مي‏فرمايد:

 هر گناهي ممكن است بخشيده شود مگر بي‏حرمتي به (رعايت نكردن دانسته حدود) روح القدس.

 حتي ما در اعمال پيامبران و معجزات گزارش شده به وضوح مي‏بينيم كه آنان با وجود توانايي، هرگز به محدوده روحي انسانها تجاوز نكردند. حتي خداوند هم اينكار را نكرده. مثلاً در زمان فرعون معجزات بسياري از جانب خداوند رخ داد تا فرعون بپذيرد كه بني‏اسرائيل از مصر خارج شوند... اما به موسي (ع) اجازه داده نشد كه مستقيماً بر روح و افكار فرعون تأثير بگذارد و او را راضي كند. در حاليكه اينكار بسيار ساده‏تر و ابتدايي‏تر از معجزات واقع شده بود. او مي‏توانست فرعون را در همان لحظه اول بكشد يا ديوانه كند اما اينطور نشد. البته تنها دليل، اين نبود.

 يا آنكه پيامبر اسلام (ص) مي‏توانست همين كار را با كفّار انجام دهد يا ساير پيامبران و بزرگان ديگر اينكار را با دشمنان خود بكنند.

 بسياري از آنها مي‏توانستند بيماري‏ها را شفا بدهند اما اكثريت آنها، حتي يكبار هم دست به چنين عملي نزدند.

 قطعاً بسياري از بزرگان مي‏توانستند مسائل لاينحل اطرافيان خود را حل كنند اما اكثر آنها هرگز اينكار را نكردند.

 آنها مي‏توانستند بر اسرار پنهاني دشمنان خود آگاه شوند و از اين راه آنها را شكست دهند، اما اين اتفاق عموماً رخ نداده است.

 تجاوز به حوزه‏هاي روحي از جانب ارواح تعالي يافته هيچ وقت اتفاق نيفتاده است اما در موارد خاصي و تحت شرايط معلوم، ورود (نه تجاوز) به حريم‏هاي روحي، كه قطعاً بر خلاف قوانين باطني نبوده، رخ داده است كه بعداً به اين شرايط خاص اشاره مي‏كنيم.

 همچنين اينكار بر خلاف قانون الهي و كلام خداوند است زيرا خداوند به روح انسان اختيار داده است و اين سلب اختيار است.

 خداوند مي‏فرمايد: ما وضع هيچ مردمي را تغيير نمي‏دهيم مگر آنكه آنان خود (نفس خود) را تغيير دهند.

 بنابراين تغيير در زندگي شخص، چه تغيير مثبت و چه منفي، مي‏بايست از طريق خود او انجام شود و هر كسي خودش مسؤول زندگي و سرنوشت‏اش مي‏باشد.

 درواقع يكي از دلايل اصلي تكفير و تقبيح جادوگري همين تجاوز به حريم‏هاست زيرا يكي از پايه‏هاي سحر و جادو، شكستن حريم‏ها و ورود به محدوده‏هاي روحي ديگران است. طبق اين اخبار، جادوگر به لعن و نفرين دچار شده و سرانجامي شوم و ناگوار خواهد داشت.

 ... مثلاً در مورد شفادهندگي توسط يك روح توانا و تعالي يافته بايد گفت كه معلوم نيست بيماران بر چه اساسي بيمار شده‏اند.

 علت بيماري يك نفر ممكن است مجازاتي باشد كه بر اثر ارتكاب به اعمال خطا در گذشته به آن مبتلا شده است.

 دليل بيماري يكي ديگر ممكن است نوعي تعليم باشد. در كسي ديگر ممكن است جبران در كار باشد و دلايل ديگر.

 چگونه يك روح توانا و روشن‏بين، خود را مجاز مي‏داند كه به زندگي روحي اين افراد تجاوز كند؟ زيرا اين دخالت در كار روح آن افراد است.

 اما شايد بيماري كسي به دليل ظلمي باشد كه به او شده، مثلاً به اجبار در شرايطي قرار گرفته و بر اثر تأثيرات آن شرايط بيمار شده يا ... اگر چنين روح تعالي‏يافته‏اي در دسترس‏باشد احتمالاً اين افراد اخير و افرادي مانند اينها را شايسته شفامي‏داند...

                                                                                                       ادامه دارد

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 |
   برخي از انواع پستها:

  1- تبديلي: پستهايي كه محتواي آنها تغيير كرده و به صورت ديگري تبديل مي‏شوند.

 2- تأخيري: پستهايي كه با تأخير زماني به اجرا درمي‏آيند.

 3- چندزمانه: پستهايي كه در زمانهاي معلومي و طي چندين مرحله فعال مي‏شوند.

 4- لفافه‏اي: پستهاي غيرمستقيمي كه منظور عامل را صريحاً اعلام نمي‏كنند. در واقع منظور اصلي

عامل در يك قالب عموماً بي‏ربط گنجانده شده است.

 5- تأخيري-تبديلي: پستهايي كه با تعويق زماني و تبديل محتوايي همراهند.

 6- پستهاي انعكاسي: پستهايي كه عامل براي انتقال آنها از اصل آينه‏ها در ارسال امواج استفاده

مي‏كند.

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در چهارشنبه هجدهم آذر 1388 |
  •  مسيرهاي روح زايي به يكديگر راه دارند

   مسيرهاي روح زايي نيز به يكديگر راه دارند مثلاً كسي كه در تمرينات انرژي زايي تلاش مي‏كند، جداي از اينكه به نتايج موفقيت آميز در تمرينات برسد يا نه، آمادگي او براي تجربه مسيرهاي ديگر افزايش مي‏يابد و در صورت ورود فرد به مسيرهاي ديگر، قدرت حركت او كاملاً بالاتر رفته است.

 اين مثال مي‏تواند تا حدي گوياي مطلب باشد.

 وقتي به طرف شمال حركت مي‏كنيم، حتي اگر به طرف يك شهر معلوم در شمال حركت كنيم، خواه‏ناخواه به ساير شهرهاي شمال هم نزديك مي‏شويم و امكان دسترسي به آنها هم بيشتر ميسر است.

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در دوشنبه دوم آذر 1388 |

                         

                                   به نام او که ظاهر است و باطن

با سلام به شما عزیزان بعد از یک مدت تقریبا طولانی مجددا با مطابی غنی و ارزشمند پیرامون الفبای ماورایی مشتاقانه در خدمت شما هستیم و از شما عزیزان متشکریم که با نظرهای سبزتان هموار مشوق ما بوده اید و همچنان منتظر حضور سبزتان هستیم.

                                                                         با تشکر وبلاگ  الفبای ماورایی

 

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در دوشنبه دوم آذر 1388 |

محورهاي فعال‏سازي روح خلاق:

 روح خلاق داراي سه بعد كلي است.

يكي شعور نامحدود است. دوم، انرژي نامحدود. و سوم، حضور نامحدود.

منظور از عبارت جريان خلاقه يا ساير اصطلاحات و نامهاي مشابه، تركيبي از اين سه بعد است.

بر همين اساس در هنرهاي ماورايي سه محور كلي وجود دارد كه عبارتند از:

 1 - شعورزايي      2 - انرژي‏زايي      3 - حضورزايي

 بطور خلاصه به اين سه محور، روح‏زايي گفته مي‏شود.

 

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 |
راههاي مجرب انتقال جريان خلاق روحي:

1 - انتقال جريان خلاق روحي از طريق چشم و با خيره‏گي آن.

2 - انتقال از طريق نَفَس (بازدم) و با دميدن (و فوت كردن).

3 - انتقال از طريق لمس كردن و همچنين فشار دادن و ضربه زدن.

4 - انتقال از طريق دست و مخصوصاً نوك انگشتان.

5 - انتقال از طريق آب دهان.

6 - انتقال از طريق حركات دست (پاسهاي انرژي) و بدن (رقص‏هاي جادو).

7 - انتقال از طريق اشياء هادي.

8 - انتقال از طريق فرياد.

9 - انتقال از طريق تصوير و رؤيا.

10 - انتقال از طريق كلام و صدا.

كه اين مهمترين و معمول‏ترين روش انتقال مي‏باشد.

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388 |

عدم امكان بكارگيري توأم نظام‏هاي باطني

  در طول تاريخ امكان اينكه فردي بر كليه سيستمهاي روح‏زايي و خلاقيت تسلط داشته باشد و در آنِ واحد بتواند از همه آنها بهره گيرد، نادر و بعيد بوده است. همچنين برخي از روش‏ها نسبت به يكديگر داراي تناقض‏هاي اساسي‏اند. مثلاً كسي كه در سحر و جادو عمل مي‏كند درواقع بسياري از عناصر روش دعا و توكل را نقض مي‏كند و بنابراين چنين شخصي نمي‏تواند در روش دعا و توكل هم عمل كند. در واقع هريك از سيستمهاي آزادسازي روح خلاق (روح‏زايي) نظام ارتعاشي فرد را به شكل متناسبي تغيير مي‏دهند و تغيير آني اين نظام ارتعاشي بسيار دشوار خواهد بود. بعنوان مثال يك دونده موفق صد متر در آن واحد نمي‏تواند يك دونده قدرتمند در دو استقامت باشد زيرا هر كدام از اين دو شكل دويدن براساس نوعي از سيستم تنفسي و متابوليستم استوار است. همچنين در خط استوا، استفاده از خانه‏اي كه براي مناطق قطبي ساخته شده، معقول و عملي نيست و چه بسا به مرگ منجر شود.

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 |

 تفاوتهاي دعا با توكل:

در دعا بر خواسته‏اي معلوم تأكيد شده و همان خواسته براي تحقق پيگيري مي‏شود اما در توكل، خواسته سپرده مي‏شود و آنچه در انتظار آن هستيم عبور هر چه بهتر از موضوع است. يعني حل شدن مسئله به بهترين شكل ممكن كه اين بهترين شكل، ممكن است مطابق ميل و نظر واگذاركننده نباشد.

 در دعا معلوم مي‏كنيم و در توكل مي‏گذاريم تا نتيجه معلوم شود.

 توكل مانند يك بالن هيدروژني بالا مي‏رود اما دعا را بايد به بالا پرتاب كرد و به همان اندازه بالا مي‏رود كه پرتاب شده...

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در جمعه هجدهم بهمن 1387 |

 

توضيحات مختصري درباره بعضي از نظامهاي فعال‏سازي روح:

واسطه‏هاي روحي: اين روش براساس بكارگيري موجودات واسطه‏اي عمدتاً روحي و انرژيك عمل مي‏كند. در آن سعي بر كنترل و در اقتدار قرار دادن موجودات كارگزار مي‏باشد. اين كارگزاران روحي مي‏توانند از جنسهاي مختلفي باشند كه در فرهنگ عمومي برخي از آنها را بنام ارواح، جنيان، شياطين، فرشتگان و ملائكه و موكلان مي‏شناسيم. صيد موجودات روحي و به كنترل درآوردن آنها يكي از وجوه شاخص اين روش اعمال باطني است. بكارگيري موجودات كارگزار روحي ممكن است از طريق دعا و توكل يا فنون اسرار و يا حتي سحر و جادو انجام شود. به همين دليل اين نظام داراي وجوه متعددي است كه از چند پهلو ممكن است به سمت بيرون (به جانب نظامهاي ديگر) كشيده شود.

 

 روش‏هاي توكل (بارش): روش بارش كه همان توكل است، برترين و كاملترين روش روح‏زايي محسوب مي‏شود. زيرا در آن، روح خلاق مستقيماً و رأساً عمل مي‏كند. تفاوت اين روش با روش‏هاي ديگر مانند زميني است كه در منطقه‏اي پرباران و برف واقع شده و پيوسته با باران و برف آبياري مي‏شود و زميني كه به آن با استفاده از كانالها يا سطل و غيره آب مي‏رسد. يكي از تفاوتهاي بنيادي روش بارش با ساير روش‏ها در اينست كه در روش بارش (توكل) مبنا قصد و اراده فرد نيست بلكه اراده روح خلاق حكمفرماست و كنترل اوضاع و وقوع تغييرات براساس قصد او انجام مي‏شود، در حالي كه در ساير روش‏ها محوريت تحقق، اراده فرد است نه اراده‏اي از ناحيه بالاي روح. در روش بارش فرد تنها در صورتي مي‏تواند اراده كند كه اين اراده هم خود ناشي از بارش باشد.

+ نوشته شده توسط کانون آموزشی هنرهای ماورائی در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 |